عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

مقدمه 12

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

بيابان رها كردند و باز از بيم آن كه مبادا او از سرماى سخت زمستان جان سالم به در برده و به شهر بازگردد در بيرون گرگان كشتند و همان‌جا به خاك سپردند . ناسازگارى آب و هواى گرگان از سويى ، و شورش و ناآرامى از سوى ديگر سبب شد كه ثعالبى گرگان را رها كند و روانه جرجانيه ( خوارزم ) گردد . در آن روزگار ابو العباس مأمون بن مأمون خوارزمشاه بر آن سامان حكم مىراند و پيش از آن ثعالبى پنهانى با وى مراوده داشت . امير به او پيغام داده و به خوارزم فراخوانده بود و گفته بود : مىخواهد ثعالبى چلچراغ دربار وى گردد . به هر روى ثعالبى در قصيده‌اى خوارزمشاه و قلمرو او را ستوده و به آن حرم امن روى نهاد ، آغاز قصيده چنين است : اسلك طريق العزم و الحزم * و اترك بلاد الظّلم و الغشم ما العيش الّا ان يكون لمن * امن المظالم وافر القسم كحمام مكّة او رعيّة مأ . . . * مون بن مأمون خوارزم اينك ثعالبى همدم اميرى گشته بود كه مجلس وى را بزرگترين دانشمندان روزگار : پورسينا و بوريحان بيرونى ، . . . روشن مىكرد . ابو العباس از ثعالبى درخواست تا نسخه‌اى از كتاب « النهاية فى الكناية » را به گنجينهء كتبخانهء وى بسپارد . همچنين ، او نسخه‌اى از النهاية را با نام « الكناية و التعريض » همراه با « الملوكى » - يا آداب الملوك - و « المشرق » و « الظرائف و اللطائف » و « نثر النظم و حلّ العقد » و « النهيّة فى الطرد » را به كتابخانه خوارزمشاهى اهدا كرد . ابو الفضل بيهقى ، اين ابو العباس را - كه خود اديبى صاحب ذوق بود - با آن قلم افسون ساز خود ، در تاريخ جاودانه‌اش - بخشى را از زبان ابوريحان و بهرى را از قلم خويشتن - چنين وصف كرده : « چنين نبشت بوريحان در مشاهير خوارزم كه : خوارزمشاه بو العباس مأمون بن مأمون - رحمة اللّه عليه - بازپسين اميرى بود كه خاندان پس از گذشتن او برافتاد و دولت مأمونيان به پايان رسيد . و او مردى بود فاضل و شهم و كارى و در كارها